May 06، 2008

شب رفت

شب رفت ماه رفت ستاره رفت اما سحر نرسید
تاریکی موندگار شد روز دگر نرسید
سالها ماهها ثانیه ها بی تو گذشتنو من
منتظر تو بودم و از تو خبر نرسید
مسافر شهر قصه می گفت یه روز میاد دوباره
قصه ما تموم شد و اون از سفر نرسید
گل کو باغ کو بهار کجاست اینجا همش کویره
دستای باغبون کجاست غنچه داره می میره
رود امید و آرزو رفت و رسید به مرداب
چشمه شالی خشکید دریای عشق شد سراب
شبای بی ستاره هر شب و هر شب دوباره
اومدنت دروغه
خورشید و چه بی فروغه